به گزارش خبرنگار تئاتر روابط عمومی حوزه هنری، نمایش تکههای سنگین سرب به نویسندگی ایوب آقاخانی و به کارگردانی سعید رضانژاد، از ۱۰ الی ۱۴ مهر ماه ساعت ۱۸ در تماشاخانه مهر حوزه هنری روی صحنه میرود.
این نمایش، یک بیوگرافی درباره شهید دکتر مصطفی چمران است که به زوایای جدید شخصیت او اشاره دارد و برای باز شناسایی آن به بخشی از زندگی شهید چمران در خارج از کشور پرداخته است. این نمایش توانسته عنوان نمایش برگزیده سیزدهمین جشنواره تئاتر بسیج درسال ۱۴۰۱ را کسب و جوایز دوم کارگردانی، دوم بازیگری زن، تقدیر بازیگری مرد و تقدیر طراحی صحنه را به خود اختصاص دهد.
این نمایش پیش از این به کارگردانی ایوب آقاخانی که نویسنده اثر نیز هست، مهرماه سال 1394 همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس در سالن چهارسوی تئاتر شهر روی صحنه رفته بود.
ایوب آقاخانی که زمان بسیاری را صرف پژوهش و جستوجو برای نگارش این اثر کرده است، در بررسی و تحلیل پرداخت هنر تئاتر به شهید دکتر مصطفی چمران معتقد است که این دانشمند شهید متعلق به هر ایرانی و منحصر هیچ دیدگاه و عقیده و جناحی نیست.
وی در این گفتوگو شهید چمران را یک نخبه مردمی عنوان کرد و با تاکید بر بقای آن بر مردمی بودنش گفت: شهید چمران حتی متعلق به فرزندانی است که در دهه نود و قرن جدید شمسی متولد شدهاند. چون شهید چمران بخشی از تاریخ ایران است و هر آنچه در تاریخ یک سرزمین است، متعلق به تمامی مردم آن است. متاسفانه این درک وجود ندارد.
ایوب آقاخانی نویسنده، کارگردان و بازیگر نام آشنای حوزه تئاتر در گفتگو با خبرنگار روابط عمومی حوزه هنری با بیان چالشها و مشکلات تولید نمایشی برای شخصیتهای مهم دفاع مقدس و بررسی و تحلیل پرداخت هنر تئاتر به شهید دکتر مصطفی چمران گفت: اختلاف نظر مدیران فرهنگی با هنرمندان، اصلیترین مشکل در پرداخت نمایشی به شخصیتهای بزرگانی همچون چمران است. من هم نمایش «تکههای سنگین سرب» که به بخشی از زندگی شهید چمران میپرداخت را به راحتی کار نکردم. یعنی در تولید این نمایش که به یاری خدا هم موفق بود، مسیر من برای رسیدن به یک تئاتر با کیفیت و تاثیرگذار پر از چالش بود.
چرا که اجازه داده نمیشود به شیوه یک شخصیت دراماتیک تاریخی به یک شخصیت دراماتیک جنگ نزدیک شویم. یعنی اگر یک شخصیت تاریخی را برای تولید تئاتر انتخاب کنیم، کار راحتتری در پیش داریم تا اینکه یک شخصیت تاریخی جنگ و دفاع مقدس را مد نظر قرار دهیم. به دلیل اینکه شخصیتهای تاریخی جنگ متولیهای بسیاری دارد. همه باید بررسی و رصد کنند که گوشه هیچ تصویری لک و خدشه نداشته باشد و این امر موجب ضعف در کار میشود. اما نکته مهمتر از آن این است که بسیاری از دوستان هنر تئاتر حوصلهای به اندازه من ندارند و بلافاصله کار را رها میکنند.
آقاخانی با اشاره به اجرای نمایش خود برای شهید چمران گفت: در نمایش «تکههای سنگین سرب» زاویهای از زندگی دکتر چمران را در نظر گرفتم که بخش نامکشوفی از زندگی شهید چمران در حوزه درام و حتی ادبیات بود. هیچکس با این زاویه به شهید چمران نپرداختهبود. عموم مردم و هنرمندان نام چمران را با وقایع کردستان و پاوه در ذهن خود پیوند زدهاند. این یک اشتباه بزرگ در مورد این شخصیت بزرگ است. چمران خیلی آدم جامعالاطراف عجیب و غریبی بوده است.
ارزش شهید چمران برای جوامع غرب بیشتر از ایران است
وی افزود: جالب اینجاست که ارزش شهید چمران برای جوامع غرب خیلی بیشتر از کشور خودش است. چرا که وی را بهتر میشناسند. این موضوع را به روایت دوستی کاملا مطلع بازگو میکنم. او در این روایت گفته بود که؛ «در یکی از سفرهای خود به غرب، با یکی از همکلاسیهای دانشگاهی شهید چمران آشنا شدم. وی به محض اینکه متوجه شد من ایرانی هستم از حال و احوال دکتر چمران پرسید. چرا که اذعان داشت پس از فارغالتحصیلی چمران و بازگشت وی به ایران دیگر خبری از ایشان ندارد. من هم خبر شهادت دکتر چمران در خط مقدم جبهههای جنگ را به او دادم. این اندیشمند اروپایی پس از شنیدن این مطلب بیاختیار روی زمین افتاد و در همان شلوغی همایش شروع به فریاد کشیدن کرد. که چرا دنیا باید نخبه علمی و پرمغزی همچون چمران را بر اثر جنگ از دست بدهد».
آقاخانی ادامه داد: تمام نقد این اندیشمند غربی به اهمیت نخبگانی همچون چمران بود. او ارزش دکتر چمران و امثال ایشان را بیش از هر هموطن ایرانی دیگر درک کرده بود. به همین دلیل اینگونه ناله و منزجر شده بود. متاسفانه آنگونه که شایسته شهید چمران است او را نمیشناسیم.
این نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر گفت: اگر بخواهیم ابعاد دیگر شهید چمران را به جامعه معرفی کنیم، بی شک آن ابعاد محل حساسیت برای مدیران فرهنگی قرار میگیرد. با این سوالها که چرا به حماسههای دکتر چمران نمیپردازیم؟ بُعد حماسی چمران را که پرداخته شده است. حماسههای چمران را حاتمی کیا به زیبایی به تصویر کشیده است. مدیران اجازه دهند که ما هنرمندان تئاتر به ابعاد دیگر زندگی و شخصیت چمران رسیدگی کنیم و آن را برای عموم مردم نمایان سازیم.
وی افزود: منظور من از موانع زیادی بر سر راه تولید نمایش «تکههای سنگین سرب»، این نیست که آدمهای زیادی مانع از کار شدند. بلکه اتفاقا مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد به خوبی پشتیبانی کردند. مشکل این است که از مطبوعات گرفته تا افرادی که به هر دلیلی دکتر چمران را متعلق به خود میدانند و متوجه نیستند که دکتر چمران متعلق به هر ایرانی و منحصر هیچ دیدگاه و عقیده و جناحی نیست.
آقاخانی در ادامه گفت: بنابر این هنرمند در مسیر تولید یک اثر برای شخصیتی همچون شهید چمران، در راهی پر از دستانداز و چاله چوله قرار میگیرد. در این صورت با خود میگوید ورود به این مسیر موجب آسیب به ماشین حرکتی من میشود. پس وارد این مسیر نمیشوم. این جملهای است که خیلی از هنرمندان به شیوههای گوناگون گفتهاند.
وی با انتقاد از مدیران فرهنگی هنری عرصه تئاتر کشور گفت: مدیران فرهنگی باید به هنرمندان کمک تا دغدغه پرداختن به شخصیتهای مهم و ارزشمند کشور را دنبال کنند. اما اکثر اوقات به جایش مانع تراشی میکنیم. هزاران سوال شک برانگیز از هنرمند در مورد کار پرسیده میشود. آیا مطمئن هستید که این کار باید انجام شود؟ منبع و سند این دیالوگ کجاست؟ مشکلساز نشود؟ محل حساسیت نباشد؟
آقاخانی افزود: واقعا چه حساسیتی؟ چه ایرادی دارد که من در مورد عشق یک مرد جنگی سخن بگویم؟ آیا مردان جنگی ربات هستند؟ چرا ما مسیری را پیش بگیریم که الان در پیچیدن یک جاده فرعی برای پرداختن به وجوه انسانی و کاملا طبیعی شبیه به همه قهرمانان جنگی پرهیز و یا احساس خطر کنیم؟ این موضوع تنها اختلاف نظر هنرمند با خیلی از مدیران فرهنگی است. در تولید همین نمایش «تکههای سنگین سرب» اگر مرکز هنرهای نمایشی سطح به سطح از من طرح میخواست و مدام در کوچکترین مسائل کار دخالت و از همه مهمتر اعتماد نمیکردند، نمایش «تکههای سنگین سرب» هرگز متولد نمیشد.
به خیلی از هنرمندان اعتماد نمیشود
آقاخانی با تاکید بر اعتماد به هنرمندان تئاتر که امتحان خود را در فن و محتوای کار پس دادهاند گفت: به خیلی از هنرمندان اعتماد نمیشود و همچنین آزادی عمل داده نمیشود. من همین الان به جرات میگویم که اگر نمایشی برای یک شهید تولید شود، پیشاپیش میتوانم هفتاد درصد نگاه و سویه اثر را پیش بینی کنم. چرا که بسیاری از مدیران فرهنگی این نوع نگاه را به عنوان قالبی مطلق برای تولید چنین آثاری در نظر گرفتهاند. در این شرایط کاملا مشخص است که هنرمند وارد چنین قالبی نمیشود. هنرمند باید آزادی عمل داشته باشد تا خلاقیت خود را نمایان و به کار گیرد. مدیران فرهنگی با این کار خود ارزشهای این تولیدات را افزایش نمیدهند بلکه موجب کم شدن و محدودیت ارزشهای آثار و در نهایت کلیشهای شدن آنها میشود.
نویسنده نمایش«تکههای سنگین سرب» گفت: این عوامل موجب صرف هزینههایی با این عنوان و بدون نتیجه میشوند. یعنی نه تاثیرگذار است و نه احساسات مخاطبان را برانگیخته میکند. تنها یک آمار بر جای میگذارند که ما این کارها را انجام دادیم. اما نتایج این هزینهها کجاست؟
آقاخانی در پایان گفت: عدم پرداختن درست، با کیفیت، ماندگار و تاثیرگذار به شخصیتهایی مانند شهید چمران به دلیل شرایط عمومی مدیریتهای فرهنگی و هنری کشور است. البته باید مدیریتهای ارزشمندی که در مسیر کار فرهنگی درست عمل میکنند را فراموش نکنیم. در میان آنها تعداد انگشتشماری هم وجود دارند که بر مدار قوانین سیستم سازمانی خود فعالیت و به هنرمندان کمک میکنند. اما در میان قضاوتهای کلی من گم میشوند.
انتهای پیام/
نظر شما